نگارش در تاريخ دوم اردیبهشت 1388 توسط ملیکا
کلئوپاترا هفتم در ۱ ژانویه سال ۶۹ قبل از میلاد در اسکندریه ؛ یکی از شهرهای مهم مصر به دنیا آمد، او در هجده سالگی (۵۱ ق.م) پس از مرگ پدرش بطلیمیوس دوازدهم به سلطنت رسید. از همان ابتدای سلطنت و در مراسم تاجگذاری، رئیس شورای سلطنتی «پوتینوس»، که قیم قانونی برادر کلئوپاترا، بطلیمیوس سیزدهم بود قصد داشت مانع سلطنت کلئوپاترا به تنهایی شود، از آنجا که او مرد شیاد و متقلبی بود و فکر میکرد بطلیمیوس فرد نادان و کوته بینی است، سعی در به سلطنت رساندن او را داشت تا خاندان سلطنتی را زیر نفوذ خود قرار دهد ؛ طبق سنت پادشاهان مصر خواهر میبایست با برادر ازدواج میکرد تا در زیر سایه برادر حکومت کند. «پوتینوس» قصد سوء استفاده از این سنت را داشت و اصرار میکرد که خواست بطلیمیوس دوازدهم نیز سلطنت کلئوپاترا و برادرش به طور مشترک بودهاست اما کلئوپاترا اظهار بی اطلاعی میکرد و تأکید داشت که پدرش او را قبل از مرگ به سلطنت مصر منصوب کردهاست. «پوتینوس» که در مراسم تاجگذاری به هدف خود نرسید، سکوت کرد تا نقشه جدیدی برای خلع کلئوپاترا از سلطنت بریزد. در زمان به سلطنت رسیدن کلئوپاترا، روم در آستانه جنگ داخلی دیگری بود و ژولیوس سزار بر سر قدرت با «ماگنوس پمپئوس» دست و پنجه نرم میکرد، پمپئوس که برای مبارزه با سزار به نیرو نیاز داشت از کلئوپاترا تقاضای شصت کشتی و سیصد سرباز کرد، از آنجا که «پمپئوس» در زمان پدر کلئوپاترا نقش مهمی در بازپسگیری سلطنت مصر را ایفا کرده بود، کلئوپاترا به تقاضای او پاسخ مثبت داد. شورای سلطنتی که منتظر هر بهانهای برای زیر سؤال بردن و خلع سلطنت کلئوپاترا بودند با کمک کلئوپاترا به «پمپئوس» مخالفت کردند و اظهار داشتند که سزار مرد نیرومردی است و کمک به دشمنش، او را تحریک میکند و کینه اش را بر میانگیزد. کلئوپاترا به خاطر بدهکاری نه تالان طلای پدرش به سزار و از آنجا که در صورت شکست «پمپئوس» سزار به مصر میآمد تا طلبش را مطالبه کند و از آنجا که از مخالفت با رومیها در هراس بود، مخالفت شورای سلطنتی با این مسأله را رد کرد.
